بازنگری در آموزش علوم انسانی، آری، اما چگونه؟
شورای عالی انقلاب فرهنگی، به دنبال اظهار نگرانی آقای خامنه ای از اثرات سوء آموزش علوم انسانی در دانشگاهها، تصمیم گرفته است باز نگری این دروس را به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی محول نماید. اولین بار که این خبر را شنیدم بسیار متحیر و متأسف و شرمنده شدم که در کشور ما این قدر از علوم انسانی می ترسند و این کار را قدم دیگری در بازگشت کشور عزیزمان به قرون وسطی شمردم.
پس از مدتی که از ضربهء اولیه بهبود یافتم به یاد آوردم که خودم هم همیشه از آموزش علوم، مخصوصاً علوم انسانی، در دانشگاههایمان (که اگرچه مدتهاست از آن محیط دورم اما آثارش را در کتب دانشگاهی منتشرشده می بینم) ناراضی بوده ام و به راستی معتقدم که باید این دروس مورد بازنگری قرار گیرند، زیرا دانشجویان را مصرف کنندهء صرف بار می آورند و آنان را به سوی تفکر و تحقیق هدایت نمی کنند. اغلب دانشجویان و فارغ التحصیلان را دیده ام که گفتهء اندیشمندانی چون ملاصدرا، شریعتی، مارکس، وبر و غیره را وحی منزل می دانند و هرگز نمی توانند بپذیرند که آنها هم ممکن است اشتباه کرده باشند. متأسفانه این دانشجویان در باورهای خودشان همان قدر جزم اندیشند که متعصب ترین پیروان ادیان در عقاید خودشان.
اگر به انصاف بنگرم، باید بپذیرم که من هم با آقای خامنه ای در نگرانی از آموزش علوم انسانی شریکم، اما ایشان از شکاکیت دانشجویان نگرانند، من از جزم اندیشی آنان. تحصیلات عالیه باید افراد را برای تفکر، تحلیل، نقد و تحقیق تربیت کند، نه اینکه اذهان را با تحقیقات و نظریات دیگران انباشته سازد. دانشجو باید روش تحقیق گذشتگان را بررسی کند تا بتواند خود به تفکر و تحقیق بپردازد، هیچ چیز را بی دلیل نپذیرد، در جامعهء خود به دقت بنگرد و آن را نه با عینک دانشمندان شرقی و غربی، بلکه به چشم خود، ببیند.
به نظر من حال که چنین تصمیمی گرفته شده است، بر اندیشمندان ایرانی، چه داخل و چه خارج از کشور، واجب است که به جای تمسخر این تصمیم یا حمایت کورکورانه از آن، با نقد و بررسی شیوه های آموزش علوم انسانی در سراسر جهان، نظر و پیشنهاد خود را دربارهء نحوهء صحیح این بازنگری به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارائه دهند و در رسانه های متعدد منتشر سازند، که اگر هم در کار بازنگری مؤثر نیفتد دستکم به گوش دانشجویان برسد و آنان را در مسیر صحیح یادگیری و اندیشه و پژوهش قرار دهد.
شعله
مشتاقانه منتظر نوشته های بعدی ات هستم.
پاسخ دادنحذفعلوم انسانی جزء مهم ترین حیطه های دانش و فرهنگ بشری هستند. خوشا مبتکرانی که بین علوم انسانی و دین حقیقی کشف مشترکات و تطابق و هماهنگی کنند و از این دو نیروی مهم در اصلاح و صلح عالم سود برند.
پاسخ دادنحذف